X
تبلیغات
لباس سنتی

لباس سنتی

معرفی لباس محلی

لباس زنان بختیاری

لباس زنان بختیاری

 

لباس زنان بختیاری شامل لَچَک، زیرلچک، مینا، بندسوزن، دستمال، پیراهن، شلوار قِری و کفش می باشد.

 

لَچَک

 

لَچَک (lachak ) کلاه مانندی است که قسمت پشت آن در زیرمینا قرارگرفته وبا سوزنی به مینا متصل می گردد. روی لچک منجوق دوزی شده است و دو بند دارد که از کنار گوشها گذشته و زیر گلو به هم گره می خورند تا لچک را روی سر ثابت نگه دارند. لچک را با پولکهای کوچک و همچنین مهره های ریز به نام مُنجوق ( مُنجُق ) تزیین می کنند که جلوه ای خاص به لچک می دهند. لچک زنان بختیاری انواع گوناگون دارد ورایجترین آن ریالی می‌باشد که در تزیین آن از سکه های قدیمی ( ریال) استفاده می‌شود. لچک در برخی گویش ها مانند گویش میوندی، کُلچِه نامیده می شود.

 

زیرلچکی یا بُنایی

 

سکه های طلا یا نقره را به هم جوش می دهند و در زیر گلو در قسمت گره خورده دو بند لچک قرار می دهند که به آن زیرلچکی یا بُنایی می گویند[۴].

 

مَینا

 

مینا ( mayna ) روسری بلند از پارچه ی نازک حریر مانند به رنگهای آبی، سبز، زرد، سرخ و یا بنفش است. جوانان از رنگهای روشن و زنان میانسال از رنگهای تیره استفاده می کنند.

 

بندسوزن

 

بند سوزن [۵] از پشت سر تا کمرگاه آویزان میشود. دو سراین ریسمان را که پر از مهره و زینت آلات دیگر است، به وسیله ی گیره و یا دوسنجاق قفلی بر روی لچک محکم می کنند.

 

دستمال

 

دستمال چهارگوش، مشکی، بزرگ و ابریشمی است که در واقع می توان آنرا نوعی پیشانی بند به حساب آورد چرا که زنان آنرا روی پیشانی می بندند و سپس دو سر انتهایی آنرا در پشت سر به هم گره می زنند. نوع خاصی از دستمال را که زنان برای عزا برسر می کردند، در گویش بختیاری های ساکن اطراف مسجدسلیمان، شَدِه [۶] می گفتند.

 

پیراهن

 

پیراهنی آستین بلند و مچ داراست که در قسمت پیش سینه ی چاکدارآن، سه دکمه دوخته می شود. بالا تنه و دامنش صاف و بدون چین می باشد[۷]. بلندی آن تا زیر زانو میرسد و دو طرف پایین دامن آن را معمولا به اندازه ی ۲۰ سانتیمتر چاک می دهند. انتخاب رنگ پیراهن به سن و سال زنان و دختران بستگی دارد.

 

شلوار قِری

 

شلوار قِری در اصل دامنی است با چین های فراوان که نیم تنه ی پایین بدن را می پوشاند. در گذشته از پارچه ی مخمل استفاده می شد که بسیار جذاب ولی سنگین و گران بود ولی امروزه از پارچه های سبکتر وارزانتراستفاده می شود. به علت سنگینی شلوار به جای کش، از بند یا طناب باریکی استفاده می کنند که در اصطلاح محلی به آن دُم شلوارمی گویند. زنان، زیر شلوار قری یک زیرشلواری می پوشیدند که به آن پاکَش می گفتند.

 

کفش

 

در گذشته زنان هم گیوه می پوشیدند ولی امروزه پوشیدن گیوه در میان زنان بختیاری دیگر معمول نیست. آنها کفش چرمی رویه دار و غالبا به رنگ مشکی می پوشند که در گویش بختیاری به آن اُرسی orssi می گویند. در گذشته کفش های پلاستیکی ارزانی هم استفاده می شد که گالِش نام داشت.

 

وضعیت لباس محلی در زمان حال

 

پوشاک از عناصر فرهنگ هر جامعه ای است. رنگ، طراحی، تزیینات، هماهنگی با سن افراد و تناسب با شرایط محیطی در لباس بختیاری، بسیار مهم بوده است. امروزه بسیاری از این نکات فراموش شده اند، چوپان ها به جای کُردین، اُوِرکُت ارتشی می پوشند و به جای مشک آب از فلاسکهای کوچک استقاده می کنند. جوانان به پوشیدن لباسهای جدید با اشکال مختلف منقوش بر روی آن گرایش یافته اند. شلوار جین و کفشهای کتانی و اسپرت، جای شلوار دبیت و گیوه را گرفته است. مانتو های مختلف جای پیراهن( جُوِه ) و شلوارهای معمولی جای شلوار قِری را گرفته است و به همین علت دیگر درعروسیها علیرغم هزینه های زیاد، رقص سه پا وهی دته [۸] جذابیتی ندارند. این تغییرات و بسیاری تغییرات ریز و درشت دیگر، نتیجه ی مهاجرت به شهرها، گسترش رادیو و تلویزیون و کمرنگ شدن آداب، رسوم وباورهای ایل بختیاری است.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1391ساعت 22:40  توسط اعظم حیدری  | 

لباس زنان بختیاری

لباس زنان بختیاری

 

لباس زنان بختیاری شامل لَچَک، زیرلچک، مینا، بندسوزن، دستمال، پیراهن، شلوار قِری و کفش می باشد.

 

لَچَک

 

لَچَک (lachak ) کلاه مانندی است که قسمت پشت آن در زیرمینا قرارگرفته وبا سوزنی به مینا متصل می گردد. روی لچک منجوق دوزی شده است و دو بند دارد که از کنار گوشها گذشته و زیر گلو به هم گره می خورند تا لچک را روی سر ثابت نگه دارند. لچک را با پولکهای کوچک و همچنین مهره های ریز به نام مُنجوق ( مُنجُق ) تزیین می کنند که جلوه ای خاص به لچک می دهند. لچک زنان بختیاری انواع گوناگون دارد ورایجترین آن ریالی می‌باشد که در تزیین آن از سکه های قدیمی ( ریال) استفاده می‌شود. لچک در برخی گویش ها مانند گویش میوندی، کُلچِه نامیده می شود.

 

زیرلچکی یا بُنایی

 

سکه های طلا یا نقره را به هم جوش می دهند و در زیر گلو در قسمت گره خورده دو بند لچک قرار می دهند که به آن زیرلچکی یا بُنایی می گویند[۴].

 

مَینا

 

مینا ( mayna ) روسری بلند از پارچه ی نازک حریر مانند به رنگهای آبی، سبز، زرد، سرخ و یا بنفش است. جوانان از رنگهای روشن و زنان میانسال از رنگهای تیره استفاده می کنند.

 

بندسوزن

 

بند سوزن [۵] از پشت سر تا کمرگاه آویزان میشود. دو سراین ریسمان را که پر از مهره و زینت آلات دیگر است، به وسیله ی گیره و یا دوسنجاق قفلی بر روی لچک محکم می کنند.

 

دستمال

 

دستمال چهارگوش، مشکی، بزرگ و ابریشمی است که در واقع می توان آنرا نوعی پیشانی بند به حساب آورد چرا که زنان آنرا روی پیشانی می بندند و سپس دو سر انتهایی آنرا در پشت سر به هم گره می زنند. نوع خاصی از دستمال را که زنان برای عزا برسر می کردند، در گویش بختیاری های ساکن اطراف مسجدسلیمان، شَدِه [۶] می گفتند.

 

پیراهن

 

پیراهنی آستین بلند و مچ داراست که در قسمت پیش سینه ی چاکدارآن، سه دکمه دوخته می شود. بالا تنه و دامنش صاف و بدون چین می باشد[۷]. بلندی آن تا زیر زانو میرسد و دو طرف پایین دامن آن را معمولا به اندازه ی ۲۰ سانتیمتر چاک می دهند. انتخاب رنگ پیراهن به سن و سال زنان و دختران بستگی دارد.

 

شلوار قِری

 

شلوار قِری در اصل دامنی است با چین های فراوان که نیم تنه ی پایین بدن را می پوشاند. در گذشته از پارچه ی مخمل استفاده می شد که بسیار جذاب ولی سنگین و گران بود ولی امروزه از پارچه های سبکتر وارزانتراستفاده می شود. به علت سنگینی شلوار به جای کش، از بند یا طناب باریکی استفاده می کنند که در اصطلاح محلی به آن دُم شلوارمی گویند. زنان، زیر شلوار قری یک زیرشلواری می پوشیدند که به آن پاکَش می گفتند.

 

کفش

 

در گذشته زنان هم گیوه می پوشیدند ولی امروزه پوشیدن گیوه در میان زنان بختیاری دیگر معمول نیست. آنها کفش چرمی رویه دار و غالبا به رنگ مشکی می پوشند که در گویش بختیاری به آن اُرسی orssi می گویند. در گذشته کفش های پلاستیکی ارزانی هم استفاده می شد که گالِش نام داشت.

 

وضعیت لباس محلی در زمان حال

 

پوشاک از عناصر فرهنگ هر جامعه ای است. رنگ، طراحی، تزیینات، هماهنگی با سن افراد و تناسب با شرایط محیطی در لباس بختیاری، بسیار مهم بوده است. امروزه بسیاری از این نکات فراموش شده اند، چوپان ها به جای کُردین، اُوِرکُت ارتشی می پوشند و به جای مشک آب از فلاسکهای کوچک استقاده می کنند. جوانان به پوشیدن لباسهای جدید با اشکال مختلف منقوش بر روی آن گرایش یافته اند. شلوار جین و کفشهای کتانی و اسپرت، جای شلوار دبیت و گیوه را گرفته است. مانتو های مختلف جای پیراهن( جُوِه ) و شلوارهای معمولی جای شلوار قِری را گرفته است و به همین علت دیگر درعروسیها علیرغم هزینه های زیاد، رقص سه پا وهی دته [۸] جذابیتی ندارند. این تغییرات و بسیاری تغییرات ریز و درشت دیگر، نتیجه ی مهاجرت به شهرها، گسترش رادیو و تلویزیون و کمرنگ شدن آداب، رسوم وباورهای ایل بختیاری است.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1391ساعت 22:40  توسط اعظم حیدری  | 

لباس زنان مصر

لباس زنان مصر

پس از پایان یافتن کار روزانه، اشراف معمولاً به خانه باز می‌گشتند تا برای میزبانی یا رفتن به میهمانی آماده شوند. خانم‌ها لباس‌های بلند و تنگ و مردان، دامن مردانه می‌پوشیدند. لباس‌ها و دامن‌ها اگر چه شبیه به مدل البسه طبقات اجتماعی پایین تر بود، اما از پارچه‌های ظریف تر تهیه می‌شد و با رشته‌هایی از طلا روی آن‌ها نقش‌هایی دوخته می‌شد. آرایش چشم زنان و مردان مشابه هم و بسیار غلیظ بود و هم زنان و هم مردان کلاه گیس‌های مشکی داشتند. همگی بهترین جواهرتشان را می‌آویختند. هر خانم یک جعبه آرایش به همراه داشت که حاوی شانه‌ها، تیغ‌ها، روغن‌ها، قاشق‌های پماد، زغال سیاه و مالاکیت (Malachite) سبز برای آرایش چشم‌ها و آینه‌های مسی یا نقره‌ای صیقل داده شده بود. خدمتکاران برای میهمانان گوشت گاو، بز، غاز، لوبیا، نخود، انگور، خرما، نان و شیرینی می‌آوردند. زنان و مردان مطابق رسوم جداگانه می‌نشستند. آن‌ها با دست غذا می‌خوردند و همراه غذایشان شراب می‌نوشیدند. سپس می‌نشستند و به تماشای کارهای تردستان، نوازندگان، حرکات آکروباتی، دختران رقصنده می‌پرداختند. یک ترانه قدیمی نظر یک مصری متمول را نسبت به زندگی چنین توصیف می‌کند: تا وقتی زنده هستی، به دنبال خواسته‌های قلبت باش… شیون کردن هیچ کس را از درد سر رها نمی‌سازد… استراحتی بکن، کسل و دلسرد نباش هیچ یک از آن‌هایی که این زندگی را ترک گفته‌اند، دوباره باز نخواهند گشت.

نوازندگان و رقصندگان اشراف را سرگرم می‌کردند. اشراف در میهمانی‌ها بهترین کلاه گیس‌ها و لباس هایشان را در بر می‌کردند.

البته در مصر قدیم لباس مردم طوری بود که سینه وشکم را نمی پوشاند. در کتاب سینوهه پزشک فرعون(البته قابل توجه كه خاطرات سينوهه توسط او نوشته نشده است و كس ديگري جاي او نوشته و يك رمان مي باشد و كتاب تاريخي قابل اعتنايي نيست بلكه يك رمان است) در جایی توتمس دوست سینوهه خطاب به سینوهه اینطور گفته:

این مردم که امروز در خیابان های طبس حرکت می کنند گرچه هنوز به آمون وسایر خدایان مصر عقیده دارند ولی از آن ها نمی ترسند و در لباس پوشیدن بسیار لاابالی شده اند، واین لاابالی گری به درجه بی شرمی رسیده زیرا مردم با وقاحت هر چه تمام تر سینه وشکم خود را در زیر پارچه های رنگارنگ می پوشانند در صورتی که خدایان انسان را عریان آفریده تا اینکه انسان پیوسته عریان باشد و هرگز بدن خود را نپوشاند. حتی زن ها هم مانند مرد ها وقیح شده، لباس هایی در بر مینمایند که سینه وشکم آن ها را پنهان می کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1390ساعت 15:48  توسط اعظم حیدری  | 

لباس محلی ایران

پوشش زنان در ایران باستان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد 1390ساعت 19:43  توسط اعظم حیدری  | 

سنگ‌نبشته‌های گنج‌نامه

سنگ‌نبشته‌های گنج‌نامه نوشتارهایی از دوران داریوش و خشایارشای هخامنشی است که بر دل یکی از صخره‌های کوه الوند در فاصله ۵ کیلومتری غرب همدان و در انتهای درهٔ عباس‌آباد حکاکی شده‌است. کتیبه‌ها هر کدام در سه ستون ۲۰ سطری به زبان‌های پارسی باستان، بابلی و عیلامی قدیم نوشته شده‌اند. متن پارسی باستان در سمت چپ هر دو لوح جای گرفته‌است و پهنایی معادل ۱۱۵ سانتی متر دارد. متن بابلی در وسط هر دو کتیبه نوشته شده و متن عیلامی در ستون سوم قراردارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 12:43  توسط اعظم حیدری  | 

صنایع دستی همدان


توليد انواع صنايع دستي با استفاده از چوب از ديرباز در استان همدان بويژه مناطق شهري همدان ، ملاير ، سركان ، تويسركان رواج داشته است.صنايع دستي چوبي شامل خراطي، ظريفكاري و منبت كاري بيشتر رواج دارد. واژه منبت كاري بمعناي كنده كاري روي چوب است كه سابقه اي ديرينه دارد، شايد بتوان آغاز تاريخ منبت كاري را زماني دانست كه انسان نخستين با ابزاري برنده چوب را تراشيده است. منبت كاري روي چوب از قديم در ايران مرسوم بوده است


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 12:38  توسط اعظم حیدری  | 

لباس زنان کرد

لباس زنان کرد عبارت است از:

جافی‌: شلواری همانند شلوار مردان است‌. این شلوار را زنان کرد، به ویژه زنان روستایی، هنگام کار می‌پوشند. در سایر مواقع، زنان شلوار گشاد از جنس حریر به پا می‌کنند.







ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 11:40  توسط اعظم حیدری  | 

آداب و رسوم محلی سیستان و بلوچستان

سرزمین اساطیری سیستان و بلوچستان از دو ناحیه شمال و جنوب تشکیل شده است. سیستان امروزی که قسمت شمالی استان را در برمی گیرد، در کتاب اوستا، یازدهمین سرزمینی است که اهورامزدا آفریده. همچنین زادگاه رستم دستان قهرمان حماسی شاهنامه فردوسی می باشد.

 تاریخ نگاران سیستان را به گرشاسب، یکی از نوادگان کیومرث نسبت داده اند. نام سیستان از نام اقوام آریایی سکا اخذ شده است. سکاها در حدود سال 128 قبل از میلاد، سیستان را به تصرف خود در آورده و در پهنه آن استقرار یافته اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 11:26  توسط اعظم حیدری  | 

لباس وپوشش محلی زنان ایلامی

وسری یا بان سری (bansari):

روسری همان پارچه رنگی گلدار ودررنگها وطرحهای مختلف است که دراکثرنقاط کشور رایج بوده وامروزه تقریباْ تمامی دختران وبسیاری از زنان جوان وخصوصاْ درنقاط شهری وپرجمعیت استان از آن وبه تنهایی استفاده می

کنند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 11:18  توسط اعظم حیدری  | 

دین زرتشتی

زرتشت در حدود بیش از هزار سال (و به روایاتی بیش از هزاران سال) پیش از میلاد مسیح، در کتاب یسنا بر عفت سرشتین در کنار پوشش ظاهری پافشاری کرده‌است.[۵]

بر پایهٔ آنچه موبد «رستم شهرزادی» گفته‌است، پوشش زن باید به گونه‌ای باشد که حتا یک تار موی او نیز آشکار نگردد. در خرده اوستا، چنین آمده‌است: «همگان نامی ز تو بر گوییم و همگان سر خود را می‌پوشیم و آن گاه به درگاه دادار اهورمزدا نماز می‌کنیم».[۶]


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390ساعت 18:6  توسط اعظم حیدری  |